تبليغاتX
قرن هاست که بشر به انتظار آمدنت نشسته است

غافل از اینکه....

به انتظار باید ایستاد

.

.

.

.... ولی من هنوز نشسته ام ....

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 8:27 توسط عباس علیزاده |

شـعبان شـد و نور عشـــــق از راه آمد

عـــطــــر نـــفــس بـــقــیــة الله آمــد

بـاجلوه ی سـجاد، ابـوالفضل و حسـین (علیهم السلام)

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

فرا رسیدن اعیاد شعبانیه مبارک باد. امروز که روز میلاد حسین بن علی بن ابیطالب علیهماالسلام است، عید است برای همه، اما برای من عیدی است متفاوت از همه.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 4:53 توسط عباس علیزاده |

برای پنجمین بار به شیوند و دومین بار به پای آبشار زیبای آن رفتم.

هرچند که این موقع از سال خیلی فصل مناسبی برای سفر به شیوند نیست، چرا که دیگر زمین ها سبز نیست و گندم ها درو شده اند، و نمی توان آن طراوت بهاری را مشاهده کرد، اما سایه سار خنک درختان انار و گردو و سایر درختان خودروی محلی، در کنار رودخانه ای که از منگشت سرفراز سرچشمه می گیرد و پس از فروریختن از آبشار بلند شیوند در میان سه روستای شیوند، نو شیوند و پشت آسیاب ادامه مسیر می دهد و در دریاچه ی سد کارون 3، به رودخانه ی کارون می ریزد، همه و همه فضایی را می سازد که انسان از آن همه طی کردن مسیر طولانی برای رسیدن به آنجا پشیمان نخواهد شد.

آبشار شیوند

عکس از: عباس علیزاده

1389/03/21

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 18:56 توسط عباس علیزاده |

تا به امروز، بزرگترین شعار، شعار آزادیخواهی و طرفداری از آزادی بوده است. همان مفهومی که پرچم واقعی آن را، انقلاب عظیم خمینی کبیر در جهان برافراشت و البته جهان غرب از آن چماقی ساخت تا در کنار هویج بر ضد ملت و انقلاب ایران به کار بگیرد.

سردمدار این حمله ی به ناحق جهانی علیه انقلاب اسلامی ایران، آمریکا بوده است. همان کشوری که امروز و در پی حمله ی حیواناتی به نام صهیونیست به کاروان کمک های انسان دوستانه برای مردم مظلوم و در محاصره ی غزه، فقط و فقط به ابراز تاسف و نه محکوم کردن این اقدام حیوانی، پرداخت.

امروز مردم ایتالیا در بسیاری از شهرهای کشورشان به تظاهرات پرداختند. مردم در لندن تحصن کردند و در ترکیه محل اقامت کنسول حکومت حیوانات، به تصرف مردم درآمد.

و این همه یعنی، مدت زمان واکنش های مردم جهان نسبت به ددمنشی های غاصبان و زورگویان، روزبه روز کوتاه تر می شود.

و علت آن است که اگر چه تا به امروز همه تصور عدالت خواهی و آزادی خواهی از حکومت های غربی داشتند، امروز به برکت انقلاب امام خمینی رحمت الله علیه، بیدار شده اند و درک کرده اند که حملات اسراییل و آمریکا و هم پیمانان آنها، نه حمله به آزادیخواهان، که حمله به اصل آزادی است.

انقلاب اسلامی امام خمینی رحمت الله علیه، به مردم جهان فهمانیده است که در پس شعارهای رنگین این حیوانات و شیاطین به ظاهر انسان، چه موجودات کثیف و پستی پنهان شده اند.

به امید پیروزی حق بر باطل و فرارسیدن حکومت الله در جهان، با ظهور پر برکت منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم که روح و جان همه ی ما به فدای قدوم پاکش.

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 0:26 توسط عباس علیزاده |

اومدم یه مطلب بنویسم و کلی تاسف بخورم درباره ی اینکه " آه ما قدر داشته هایمان را نمی دانیم" و " چرا اینقدر از کنار محیط اطراف خودمان بی تفاوت رد می شویم " و بگویم " امروز یکی از آشنایان ما شنیده بود که من در جاده خرمشهر به اهواز، در نزدیکی های پل سوم خرداد، ایستاده ام به عکاسی، و پرسیده بود که مگر آنجا هم جایی برای عکاسی هست؟" و بگویم " واقعا چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید" و بگویم " واقعا زنده باد یاد و خاطره ی سهراب که کلاغ سیاه ها را هم زیبا می دید".

همین دیگه. ولی خب خیلی حال و حوصله ندارم طول و تفصیلش بدم مطلب رو.

عکسی از شوره زارهای اطراف مسیر بین اهواز و خرمشهر را تقدیم می کنم به همه ی کسانی که جور دیگر می بینند و همه ی کسانی که جور دیگر نمی بینند، باشد که جور دیگر ببینند.

البته ادیت عکس خیلی خوب نیست. بگذارید به حساب حال و حوصله ی ناقص من در این روزها.

+ نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 0:15 توسط عباس علیزاده |

اطراف روستای فالح در سادات حسینی، دهدز، ایذه، استان خوزستان

عکس از: عباس علیزاده

زمان عکاسی: ۶/۱/۱۳۸۹

بعد از طی کردن مسیر ۱۴ کیلومتری سادات حسینی به شیوند، که در طول مسیر با هشدارهای اهالی روستاهای بین راه در مورد نرفتن به شیوند همراه بود، به شیوند رسیدیم.

هشدارها در این مورد بود که ما را به شیوند راه نخواهند داد. و این به علت ناراضی بودن اهالی شیوند از ورود گردشگران به روستاهایشان بود. و اما علت ..... آب آشامیدنی مجموعه روستای شیوند مستقیما از آبی تهیه می شود که از آبشار شیوند به درون روستاها سراریز می گردد. ظاهرا چندی پیش عده ای گردشگر از خارج از استان خوزستان به منطقه آمده و در مراحل بازدید خود از شیوند، اقدام به آلوده سازی آب و نیز ..... نموده اند که اهالی روستا با مشاهده اقدامات آنان، چنین تصمیم گرفته اند که از ورود گردشگران غریبه به روستاهایشان جلوگیری کنند.

نمایی از دریاچه سد کارون ۳ و مزارع کشاورزی در مسیر سادات حسینی به شیوند

عکس از: عباس علیزاده

زمان عکاسی: ۶/۱/۱۳۸۹

به همین علت هم بارج هایی که از اسکله رکعت به طرف شیوند حرکت می کنند، از انتقال مسافران نوروزی و گردشگران غریبه به شیوند خودداری نموده و یا با اکراه این کار را انجام می دهند و سعی دارند تا آنها را از انجام سفر به شیوند منصرف نمایند. در همین راستا، کلمه ی "شیوند"  را از تابلوی راهنمایی که مسیر شیوند و منطقه زراس را مشخص می نمود و ظاهرا امسال به تازگی از سوی میراث فرهنگی نصب شده اند، اهالی به وسیله ی رنگ پوشانده بودند.

به هر حال ما از طریق مسیر زمینی به شیوند رفتیم و البته پس از ورود به شیوند چندان با رفتار نا مناسبی مواجه نشدیم. اگرچه در چند مورد با سوال اهالی مواجه شدیم که چطور به شیوند آمدید؟

عصر هنگام به شیوند وارد شده بودیم و پس از صرف نهار و استقرار در مدرسه ای که هماهنگ کرده بودیم، برای بازدید از آبشار حرکت کردیم و ظرف مدت حدود ۴۵ دقیقه فاصله ی مدرسه تا آبشار را پیمودیم و در نهایت پس از آنکه ۴ مرتبه به شیوند رفته بودم، و هربار به علتی موفق به رسیدن به پای آبشار نشده بودم، این بار مسیر را بطور کامل طی کردیم و در پای آبشار با آن وزش تند باد و آبی که بصورت پودر شده در هوا منتشر می شد حضور پیدا کردیم.

هنگام غروب به طرف پایین برگشتیم و پس از تاریک شدن هوا به مدرسه رسیدیم.

پس از نماز و صرف شام برای خوابیدن آماده می شدیم که باران شروع به باریدن کرد و به محض جدی شدن بارش باران، سیستم برق مدرسه دچار مشکل شد و برق قطع گردید و زیر آن باران تلاش های بسیار ما برای رفع نقص نتیجه ای نداشت. لذا از یک فانوس که توسط مدیر مدرسه در اختیار ما قرار داده شد، برای روشنایی استفاده نمودیم.

جای شما خالی، شب، آسمان شیوند حسابی بارید و البته رعد و برق ها و غرش های بی امان آسمان شیوند، بچه های کوچک ما را حسابی ترساند.

صبح پس از نماز وسایل را جمع کرده و خودروها آماده ی حرکت به طرف محل سوار شدن به بارج شدند. در زمان انتظار برای رسیدن بارج، صبحانه را سرپایی صرف نموده و - با داستان هایی ، که بماند...  - به بارج سوار شدیم و پس از طی مسیر شیوند تا اسکله ی رکعت، به جاده ی دهدز - ایذه وارد شده و به سمت ایذه حرکت کردیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 11:59 توسط عباس علیزاده |

سفر به شهرهای ایذه و دهدز و لذت بردن از طبیعت زیبای این مناطق عادت هر ساله ی من شده است و در این راه بسیاری از اعضای خانواده نیز معمولا با من همراه هستند.

و اما این بار تجربه ای جدید و برنامه ریزی نشده از قبل برایمان پیش آمد. ابتدا فقط قصد ما دیدار از روستاهای سادات حسینی و مشخصا روستای فالح بود. اما در نهایت سر از شیوند در آوردیم.

روز اول از اهواز و از طریق جاده (قدیمی) اهواز - ماهشهر و با گذشتن از سه راهی هفتکل به سمت شهرهای باغملک، ایذه و دهدز رفتیم. از دهدز و از طریق یک راه فرعی زمینی به سمت محل سوار شدن به بارج رفتیم. مسیر بسیار زیبا و بهاری و سرسبز بود. کوه ها و تپه های فراوان و سبز، بین دهدز تا ساحل دریاچه ی سد کارون ۳ را فراگرفته بود.

در میانه ی راه از به اصطلاح "شهرک توریستی زراس" دیدن کردیم که تنها اتاقک هایی فلزی بود و چند و چادر و سرویس بهداشتی که خب البته از هیچ چیز بهتر است. البته ما استفاده از طبیعت بکر اطراف را به اسکان در آن به اصطلاح شهرک ترجیح دادیم...... البته با رعابت تمام جوانب لازم در استفاده از طبیعت و مثل همیشه با تذکرهای وقت و بی وقت و حوصله سر بر من، از آلوده نمودن محیط و از بین بردن گیاهان و گلها و درختان خودداری کردیم و نهار را صرف نموده و پس از گرفتن چند عکس (که یکی از آنها را مشاهده می کنید) به طرف سادات حسینی حرکت کردیم.

منظره ی دریاچه سد کارون ۳ و بخشی از روستاهای سادات حسینی، دید از کنار شهرک گردشگری زراس (نگاه به جنوب غربی) تهیه شده از مجموع ۱۰ عکس به روش پانوراما

تاریخ عکاسی: ۵/۱/۱۳۸۹

عکس از: عباس علیزاده

محل های مورد اشاره در متن و مسیر طی شده از فالح به شیوند

شب را در روستای فالح و در منزل یکی از آشنایان (که بنده خدا خودش حضور نداشت، و مادر و برادرش، بدون اینکه ما را بشناسند، زحمت پذیرایی از ما را متحمل شدند) ماندیم. و صبح برای پیاده روی به دره ی رودخانه ای که از کنار از روستای فالح می گذرد رفتیم و در این راه از میان باغهای انار بسیار زیبا و جویبارهای روان و پاک که یادآور توصیف قرآن از بهشت است (جنات تجری من تحتها الانهار) و گندمزارهای سرسبز عبور نمودیم.

و اما بخش پیش بینی نشده ی سفر ما، این بود که پس از مطلع شدن از وجود مسیر زمینی بین سادات حسینی و شیوند، تصمیم گرفتیم این مسیر را طی کرده و به شیوند برویم. مسیری خاکی به طول ۱۴ کیلومتر که آن را با ۴ خودرو، متشکل از ۳ خودروی پژو و یک پراید طی نمودیم و در طول مسیر بارها کف خودروها با زمین مهربان آن منطقه آشنا شد و سرنشینان مجبور به پیاده شدن از خودرو شدند.

.

.

.

..... ادامه دارد .....

+ نوشته شده در دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 14:57 توسط عباس علیزاده |

مطبی درباره ی ابتکار بسیار جالب یک نوجوان در راهپیمایی 22 بهمن دیدم که آن را به نقل از سایت رجانیوز ذکر می کنم:

"امسال حواستان را جمع کنید!" عنوان یکی از تبلیغات بانک مسکن است که هر از چند گاهی در تلویزیون برای تشویق مردم به سرمایه‌گذاری پخش می‌شود. اما این شعار، این بار توسط یک نوجوان ایرانی برای تشویق خواص به داشتن بصیرت و پرهیز از دورویی استفاده شده است.

در پلاکارد مورد نظر "خواص! امسال حواستان را جمع کنید!" به چشم می‌خورد و در قسمت پایینی پلاکارد نیز عبارت "بانگ ملت" نوشته شده است که کنایه از تبلیغ "بانک" مذکور دارد و منظور آن، همصدا بودن ملت ایران برای هشدار به خواص و لزوم تبعیت آنها از فرمایشات رهبری است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 0:37 توسط عباس علیزاده |

و حماسه ای دیگر رقم خورد.

و من اصلا تعجب نکردم، از مردمی که اهل کوفه نیستند و علی (علیه السلام) را تنها نمی گذارند و حسین (علیه السلام) را به مسلخ نمی برند، جز این هم انتظار نمی رود.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 0:35 توسط عباس علیزاده |

و فردا حماسه ای دیگر که در تاریخ خواهد ماند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 16:20 توسط عباس علیزاده |